تبلیغات
پی کو باکس پی کو باکس دانشجویان بزرگمهر - "نوروز باستانى و مراسم باشكوه آن"
 
دانشجویان بزرگمهر
بیاید بزرگ مهر باشیم
درباره وبلاگ


این وبلاگ برای تمام دانشجویان و علقمندان هنر تاسیس شده البته بیشتر با جهت گیری رشته های دانشگاهی(خصوصا" رشته های موجود در دانشگاه هنر بزرگمهر)

مدیر وبلاگ : مهرداد برومند
نویسندگان
نظرسنجی
بیشتر دوست دارید چه مطالبی را در وبلاگ ببینید









برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Persian Websites Directory

مقدمه:

سرآغاز جشن نوروز، روز نخست ماه فروردین (روز اورمزد) است و چون بر خلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی‌کشد، بر سایر جشن‌های ایران باستان در ایران به طور اعم و كرمان به طور اخص برتری دارد. جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد. در کشورهای ایران و افغانستان که گاهشمار هجری خورشیدی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، گاهشمار میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود. در مورد پیدایش این جشن‌ افسانه‌ها بسیار است اما آن‌چه به آن جنبه‌ی رازوارگی می‌بخشد، آیین‌های بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام می‌گیرد. اگر نوروز همیشه و در همه جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز شود، حیرت‌انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان، ناآرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان می‌دانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی، آن‌ها را به عمد به وجود می‌آورند. چنان‌که در رسم بازگشت مردگان (26 اسفند ماه تا 5 فروردین) چون عقیده داشتند که فروهرها یا ارواح در گذشتگان باز می‌گردند افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدین‌گونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو می‌کردند. بازمانده‌ی این رسم، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگی‌های ساختگی، رسم میرنوروزی، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. دئر این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت بر طبق قواعدی اگر فرمان‌های بی‌جا صادر می‌کرد از مقام امیری بر کنار می‌شد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش در حکومت ناپایدار میرنوروزی، گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده می‌گویم، چو گل از غنچه بیرون‌آی/ که بیش از چند روزی نیست حکم میرنوروزی.

واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژه فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود:۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو. ۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد». ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند. در متن های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته می‌شوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می رود.

چهار شنبه سورى و خانه تكانى:

خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد. نخست درهم ریختگی، سپس نظم و نظافت. تمام خانه‌ برای نظافت بر و رو می‌شد. در كرمان رسم بود که حتی خانه‌ها را رنگ‌آمیزی می‌کردند و اگر میسر نمی‌شد، دست کم همان اتاقی که هفت‌سین را در آن می‌چیدند سفید می‌شد. اثاثیه کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌های یک ساله بود واجب می‌دانستند. ظرف‌های مسی را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گردو غبار پاک می‌کردند. فرش و گلیم‌ها را از تیرگی‌های یک‌ساله می‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان در این روزها به خانه و کاشانه‌ی خود باز می‌گردند. اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال می‌شوند و برای بازماندگان خود دعا می‌فرستند و اگرنه، غمگین افسرده باز می‌گردند. این‌رو چند روز به نوروز مانده در خانه مشک و عنبر می‌سوزانند و شمع و چراغ می‌افروختند. در گیر و دار خانه تکانی از بیست روز به عید مانده سبزه سبز می‌کردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجیله، ذرت، ماش، به شماره‌ی هفت نماد هفت امشاسپند یا دوازده شماره‌ی مقدس برج‌ها در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند و بالیدن هر یک را فال نیک می‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها به طور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (اندیشه‌ی نیک)، هوخت (گفتار نیک) و هووشت (کردار نیک) سبز می‌کردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آن‌ها می‌دانستند.

چهارشنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه به منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هر کدام هم آیین خاصی را تدارک می‌دید. غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت یا سه (نماد سه منش نیک) روی هم می‌گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می‌شد، آن‌را بر می‌افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. آتش می‌توانست در بیابان و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می‌کشید از رویش می‌پریدند و ترانه‌هایی که در همه‌ی آن‌ها خواهش برکت سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود می‌خواندند. آتش چهارشنبه سوری را خاموش نمی‌کردند تا خودش خاکستر شود. از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بود و آن بیش تر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم‌بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آن‌ها سر چهار راهی که نمادگذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود زیر پا می‌گذاشتند. نیت می‌کردند و به گوش می‌ایستادند و گفت‌وگوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می‌دانستند. آن‌ها در واقع از فروهرها می‌خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهرها... زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهرها بر بام خانه غذاهای گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمان تازه رسیده‌ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهرها پنهان و غیرمحسوس‌اند، کسانی هم که برای قاشق‌زنی می‌رفتند، سعی می‌کردند، روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر می‌دانستند، دریافتشان را خوش یمن می‌پنداشتند. خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیش تر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود. رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است. همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است.

سفره ها و غذاهاى نوروزى:

اما اصیل‌ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه می‌گرفت. دکتر بهرام فرهوشی در جهان مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا قاب بر خوان نوروزی می‌داند که به آن هفت سینی می‌گفتند و بعدها با حذف (یای) نسبت به صورت هفت درآمد. او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را، سفره‌ی هفت سینی می‌گویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه، نماد روشنایی و افزونی، آتشدان، نماد پایداری نور و گرما که بعدها به شمع و چراغ مبدل شد. شیر، نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره، تخم‌مرغ نماد نژاد و نطفه، آیینه نماد شفافیت و صفا، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری، سیب نماد رازوارگی عشق، انار نماد تقدس، سکه‌های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند، حوت(ماهی)، نارنج نماد گوی زمین، گل بیدمشک که گل ویژه ای اسفندماه است، نماد امشاسپند سپندارمز گلاب که بازمانده‌ی رسم آبزیان یا آب پاشان است (بر مبنای اشاره ابوریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است، به دود و خاکستر آن آلوده می‌شود و لذا آب پاشیدن به یکدیگر نماد پاکیزگی آن از آلایش است). نان پخته شده از هفت حبوب، خرما، پنیر، شکر، برسم (شاخه‌هایی از درخت مقدس انار، بید، زیتون، انجیر، در دسته‌های دوازده‌تایی) و کتاب مقدس. سفره‌های نوروزی یکی از آیین‌های مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن می‌گیرند. در بسیاری از نقاط ایران و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن می‌شود. در این سفره هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سرکه، سنجد، سمنو، سیب و ... در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار می‌گیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد. چیدن سفره‌ای مشابه با استفاده از میوه‌ خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است. علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. در جمهوری آذربایجان نیز بدون توجه به عدد هفت، بر روی سفره‌های نوروزی خود، آجیل قرار می‌دهند. یکی از متداول‌ترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود. در بیش تر کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند، این غذا طبخ می‌شود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیین‌های خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان سمنو را به‌صورت دسته‌جمعی و گاه در طول شب می‌پزند و در هنگام پختن آن سرودهای مخصوصی می‌خوانند. پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. به‌طور مثال در بخش‌هایی از ایران؛ سبزی پلو با ماهی، در ترکمنستان؛ نوروزبامه، در قزاقستان؛ اویقی آشار، در بخارا؛ انواع سمبوسه پخته می‌شود. به‌طور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقه‌ای که نوروز جشن گرفته می‌شود مرسوم است و هر منطقه‌ای غذاها و شیرینی‌های مخصوص به خود را دارد.

تاریخچه نوروز:

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد و کهن ‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آن جا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند. برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است. کوروش دوم، بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود. این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است. اما بررسی ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند. شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است. در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.

طبیعت گردى:

مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و مناطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌به‌در نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است. مراسم سیزده‌به‌در در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار می‌شود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملا کسب و کار خود را تعطیل می‌کنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری می‌کنند. علاوه بر این، ساکنان کابل در افغانستان، در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان می‌روید، می‌روند. یکی دیگر از آیین‌های نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گل‌گردانی و بلبل‌خوانی است. گل گردان‌ها از دره و تپه و دامنه کوه‌ها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده می‌دهند.

مراسم و آیین نوروز:

جامه نو كن كه فصل نوروز است. مردم در قدیم با فرا رسیدن نوروز برنامه‌ها و جشن‌های خاصی را برگزار می‌كردند. در برخی از مناطق ایران این جشن‌ها هنوز بر پا می‌شود. اما عمده فعالیت‌های شادی مردم در زمان گذشته به اختصار آمده است.

اسب دوانی و چوگان بازی: چوگان زلف و گوی زنخدان یارگیر/در روز عید رسم بود گوی باختن/بر اسب باده سوی طرب تاختن برویم/زیرا به عید رسم بود اسب تاختن.

مسابقه‌های پهلوانی بین پهلوانان محله‌ها: این‌گونه نمایش‌ها، به هر مناسبتی كه ممكن بود، انجام می‌گرفت و گذشته از این كه جنبه ورزشی و پرورشی داشت انگیزه سرگرمی مردم و رونمایی پهلوانان را نیز با خود داشت.

جامه و كلاه نوروزی: پوشیدن جامه نو، در هر جشنی در ایران امر بدیهی است. حتی كسانی كه درآمد برای نونواری مداوم ندارند، جامه‌ای را برای مناسبت‌های جشن و شادمانی كنار می‌گذارند، جامه پاكیزه و مناسب برای پوشیدن، نمایشی از توجه و احترام به دیگران نیز هست. در نوروز بسیاری از خانواده‌ها، اگر هم نتوانند بزرگسالان را به جامه نو بیارایند، می‌كوشند تا كودكان را نونوار كنند.

آرایش و زینت و زیور عید: شرق به عود سوخته دندان سپید كرد/ چون بوی عطر برآمد ز مجمرش.

حنا بندان: برای برگزاری هر چه با شكوه‌تر جشن نوروز، كه جشن پیروزی و جشن شادمانی همگانی بود، مردم از توانایی‌های زیبایی و آرایشی استفاده می‌كردند. زنان به آرایش خویش می‌پرداختند، به دست و پای خود حنا می‌بستند و آن ها را نگارین و پرنقش می‌كردند. استفاده از این گیاه؛ تنها به بهانه آرایش نبود، بلكه از این راه می‌خواستند پوست دست و پاهایشان نیز تقویت شود. همچو خرم دل، جوانان در شب و نوروز و عید/پای اندر حنا و دست‌ها اندر نگار.

عید دیدنى: دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیش تر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است





نوع مطلب : كلی و جالب و...، مرمت و میراث فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 29 اسفند 1387
مهرداد برومند
یکشنبه 26 شهریور 1396 12:03 ب.ظ
This is really interesting, You're a very skilled blogger.
I've joined your rss feed and look forward to seeking more
of your excellent post. Also, I've shared your web site in my
social networks!
سه شنبه 17 مرداد 1396 05:15 ب.ظ
Peculiar article, just what I was looking for.
سه شنبه 10 مرداد 1396 07:27 ب.ظ
You made some really good points there. I checked on the internet to learn more about the issue and found most people will go along
with your views on this website.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:20 ق.ظ
Hello there! I know this is somewhat off topic but I was wondering if you knew where I could get a captcha
plugin for my comment form? I'm using the same blog platform as yours and I'm having problems finding one?
Thanks a lot!
پنجشنبه 16 مهر 1388 02:54 ق.ظ
سلام وبلاگ خیلی زیبایی داری [بوسه] معلومه که خیلی براش زخمت کشیدی ولی اگه می خواهی در کنار این این زحمت کشیدن درآمدی هم داشته باشی به http://artansoft.mihanblog.com هم یه سر بزن، بد نیست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
 
پی کو باکس